«جاده خاکی»
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

سلام به همه.

سال نو مبارک.گفتم یه گردگیری بکنم وبلاگ رو!

این هم آخرین شعر سال قدیم تقدیم به شما :-*!

  

خوشیِ سال جدیدت "نهنگ" تر بادا

و خنده های قشنگت، قشنگ تر بادا

اگر که تنگ،دلت،شاد باشد و خرسند

و گرکه مست ز عشقی ، ملنگ تر بادا

برای یار دبستانی ام و چوب الف :

_ کنار دستی خنگت ،زرنگ تر بادا_

 

و باز در هوس تو،تو زنگ تفریحم

تو، دنگ دنگ دلنگنت، دلنگ تر بادا

  

تو باش،باش و ببین شهر را و شه را، نه!

تو لنگ شهر فرنگی،که لنگ تر بادا

 

به گرگ،دشنه ی چوپان زده ست یکدستی

یکی نه! تک تک  گله،پلنگ تر بادا

 

روبان زدن به کلنگ و به سنگ کوبیدن؟!

شما کلنگ! کلنگت کلنگ تر بادا

دعای آخرم "آمین" آدمیزاد است

و هر چه گویم از آن پس جفنگ تر بادا

_ تمام صلح و صفا توی قصه های قدیم

نصیب چشم جهانی ز جنگ، تر ، بادا ..._

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٩ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ زهرا جعفری ]

لب تو سرخ سرخ،این یعنی:

 ایـــــــــــــست! اینجا عبــــــور ممنــــــوع است!

پشت چشمان سبز فتنه گرت

کوچه ها می روند تا بن بست

 

کوچه ها می روند و می مانم

پشت سرخی جاودان لبت

می نویسد جریمه خط لب و

حکم اجرایی اش از آن لبت

 

باز محکوم دادگاه تو ام

تو بگو جرم عاشقانت چیست

گرچه مجنون تو منم،خود من!

اعتراضی به عشق وارد نیست؟!

***************************

نه وهم بود ، نه خواب ، آتشی که مرگ آلود

تبی سیاه نشانید روی صورت دود

و من که میخ طویله و او که گاو حسن...

طناب زندگی اش را به من گره زده بود 

***************************

تو را چه می شود مرا نگاه هم نمی کنی

و سرنوشت چشم را سیاه هم نمی کنی

اگرچه عشق،بین ما گناه کوچکی نبود

تو را چه می شود که یک گناه هم نمی کنی

[ ۱۳٩٠/٥/٤ ] [ ۸:۱۳ ‎ب.ظ ] [ زهرا جعفری ]

بهار فصل جوونه زدن دونه هاست.درخت ها و خرس های قطبی از خواب بیدار میشن و همه میرن دنبال کار خودشون.یاد اون اهنگ قدیمی گل پامچال بخیر...!خلاصه این شد که من هم کل بهار رو رفتم دنبال کارخودم!

الانم که تابستون شده و امتحان ها به ناگفتنی ترین شکل ممکن پشت سرگذاشته شدند،برگشتم که یه سلامی عرض کنم خدمتتون

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام

گروه سرود گیگیلی!!! تقدیم می کند:

عنوان شعر: No Title

شاعر : no one

همسرایان:un known

 

"کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش*"

خودت تنها برو جانا،اگر با ما نداری خوش

زمستان را به شوق کمبزه چون بز نیارامی

اگر زارع نکارد چه؟ کجا یابی خیاری خوش؟

ولی...عیبی ندارد;جان شیرینم فدای چین

که سارا را خماری داد و دارا را اناری خوش

دل ما خوش که فقر جامعه یاران زدودند و

دل یاران ما را بین به رنگ صد دلاری خوش

اگرچه رانت منفور است و از اذهان ما دور است

بساطش همچنان جور است و بعد از آن فراری خوش

بزن مطرب;بزن بر دف که نه! بر طشت رسوایی

اگر ارشاد هم نگذاشت،بگذارم نواری خوش

نوار این گونه می گوید:((بگویم...؟!)) نه،نمی خواهد

که هرچه من بگویم را تو گویی هست ماری خوش-

خط و خال و میان آستین پرورده ،شاید هم

منم چون مار درپیچش،تو چون باز شکاری خوش

اگر دستان این ملّت نمک دارند یک ذرّه

نمک بر زخم پاشیدن،که گفته هست کاری خوش؟!

از این رو بنده می گویم همه آرام و خوشحالند

"زمین خواری"و"بی کاری"،"تورم" در دیاری ، خوش!

بله جانا! تو بگذر ز آب و بید و شعر و یارت را -

بچسب، آن گاه بامن گو " که دارد روزگاری خوش"؟!

[ ۱۳٩٠/٤/۸ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ] [ زهرا جعفری ]

سلااااااااااااام به شما دوستای خوبم

خوبید؟!

من که یه مدته کم خوابیدم.قیافه م تقریبا اینجوری شده :

  

   

شنبه صبح ، بی بدیل ، Bibadil.com

   

 

  اما دیدم رو وبلاگ گرد و خاک نشسته.گفتم یه آپی و آبی به سر و صورتش بزنم

فغلا این سپید باشه خدمتتون.تا من درست و حسابی از خواب پاشمخمیازه

   

  

مگس

به ضرب مگس کش

پس می اندازد

پس انداز

یک عمر گه خوری را

#

هنوز هم می ترسم

وقتی حواسم نیست

حقم را بالا بکشد

 

 

[ ۱۳۸٩/۱٢/۱٩ ] [ ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ] [ زهرا جعفری ]

سلام به همه تون

و سرانجام در روز ششم  کار به پایان رسید...

آفرینش جهان توسط خدا رونمیگم

امتحانا رو میگم.وای که چه احساس خوبیه.انگار یه بار سنگین از پشتم برداشته شده. منو که می شناسین زیر بار نمی رم .حتی بار امتحانا!

هر چی بهم گفتند مثل چی! بخون،منم مثل چی! از زیرش در رفتم.حالا ببینیم نتیجه چی میشه...

ای بگم خدا این ذوق بی محل ادبی رو چیکارش نکنه...همچی میای درس بخونی میپیچه دور سرت.تا میای از سرخودت بازش کنی عینهو مار بوآ چنبره میزنه رو دستت و   دِ بنویس...

خلاصه مرکب ذهن پتیکو پتیکو به پیش میره.با قدرت چهار اسب آب پز...ببخشید! بخار.همینجوری که میگه پتیکو پتیکو  به نیمه های شعر میرسی که اونوخ  پت پت پت....چی شد؟! هیچی آب روغن قاطی کرد.حالا دیگه نه شعرت میاد  نه درسِت.تنها چیزی که میاد یه pm از دوستانه که میگن: تو هنوووووووو بیداری؟!!!!!

.................................................................................................................

اینم یه تلخ :

اسم خدا را برد و اسمم را نوشت و

یک نسخه ی ارزان تجویز بهشت و

شرجی تر از هر بوسه ی تب دار،پلکم

می سوخت در خاکستر این سرنوشت و

او می نوشت انگار بر پیشانی من

-میخی که حک می کرد چیزی روی خشت و...-

چیزی شبیه داغ مهر مالکیت

برصفحه ای داغان و چرک آلود و زشت و

وا کرد جای کوچکی در بین خط ها

اسم خدا را برد و اسمم را نوشت و...

[ ۱۳۸٩/۱٠/٢٧ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ ] [ زهرا جعفری ]

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

اول از همه شهادت امام حسین(ع) رو به همه تسلیت می گم.

البته چیزهای خیلی کوچکتری هم هست که بشه تسلیت گفت مثل...:

نرخ گوشت

 وضعیت نمک زار ارومیه

ظرفیت انتقاد پذیری بعضی آدم ها!

این آخریه اونقدر وضعش خرابه که مانع میشه بیش تر از این ادامه بدم

به احترام  محرّم پست طنز نمیذارم امّا اون دفعه قول گیله زهرایی دادم که این دفعه تنظ بذارم پس...

صرفا جهت آبیاری گل و بوته های قالب وبلاگ هم که شده یه چیزی میذارم که نه سیخ بسوزه نه دماغ!!!

 

 زنجیر و بند رابطه ها را گسسته اند

این ارتباط جانی ما را نبسته اند

دارد به سنگ می رسد این دانه ی انار

از بس حصار شیشه ای اش را  ش ک س ت  ه اند

   

 

عمری به شما جواب پس می دادیم

کف کرد دهان، حباب! پس می دادیم

صابون شده ایم اگر نمی لغزیدیم

باید به خدا حساب پس میدادیم!

 

 

 

[ ۱۳۸٩/٩/٢٠ ] [ ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ زهرا جعفری ]

امروز زدم تو جاده خاکی گفتم یه آپی به سر و گوشش بزنم و یه شلنگی هم بگیرم رو پست وبلاگ

آخه بخاطر دیر به دیر آپ کردن های من،دهن جاده خاکی م داره آسفالت میشه!

حالا  قبل از خوندن شعر که طنز هم نیست بذارید یه سر به جاده های فرعی بزنیم

فرعی اوّل :

برنده ی طرح قول گیله زهرایی که با بیش از n بار بدقولی گیله زهرایی مواجه شده کسی نیست بجز...

الهه ملک محمدی...(پسوند هم داره)

جایزه ش هم یک دستگاه "مولی لیزا!!!" بوده که وسط پاساژ پور قاسم  ازم قاپید.

 فرعی دوّم : یه نفر که خودش میدونه داره منو اذیت میکنه!

من از صبح تا حالا باهاش کار دارم معلوم نیست کجا رفته...

اگه بدونین چه قدر من مظلومم...

سه سر ذیل خطاب به (م.ع)!

_بس جمعه تَه بَینم...هو مصلی رشته میون تی کَلّه کیبِنَم گرا دنم مردم راغ شی وسط! تاو بوخوره گمج مانِسن بازن ای دفاری واز کونم لگ مره اونه سر، خودی هیندونه واترکی عیبرت ببه مردومانه واسی_

فرعی سوم : (دو راهی تنویر افکار خصوصی!) اگه تو اد لیست یاهوی من هستی شاید این سوال برات پیش اومده باشه که در سال اصلاح الگوی مصرف چرا لامپ اضافه ی آی دی من همه ش روشنه؟! و حالا هم که روشنه چرا من از نورش در راه درست استفاده نمی کنم و یه سر به وبلاگت نمیزنم.دلیلش اینه که م با مسنجر موبایل آنلاینم و حتی اگه به ندرت با کامپیوتر آنلاین بشم حتما بهت سر میزنم منتها یا مثل کلاغه ی من وبلاگت برام وا نمیشه یا مثل گونجیشکه ی عزیزم نمیتونم برات کامنت بذارم.(نتیجه این که سیستم من با وبلاگ پرندگان!!!مشکل داره حتی با پرندگان بومی مثل سیته و خوتکا و کولکافیس و  ملیجه و کلاج و کلاکن و  کرک و چیرکه!!!)

فرعی چهارم:اگه من همینطوری به احداث جاده های فرعی ادامه بدم که کار به جاهای باریک می کشه!

برای ورود از فرعی به اصلی : قبل از رسیدن به تقاطع سرعت رو کم می کنی.راهنما هم بزن.سر تقاطع توقف کن ببین اگه یه وقت هالوچه ای! داره با سرعت adslکلیک میکنه رو آدرس وبلاگ بمون اول اون رد بشه بعد شما بیا!

هالوچه ها همیشه حق تقدم دارند

(من دارم گواهینامه می گیرم.مطمئنم با این دست فرمون، افسر پلیسه عمرا منو رد نمیکنه!)

اینم خاکی اصلی!(قول میدم دفعه بعد تنظ!!!بنویسم) :

 

 

پوشیده ام دوباره زمستان را

 

در ماتمی سپید-مبارک باد-

 

بوی بهار می دهد آغوشت

 

سال جدید،عید مبارک باد

 

از مرغ عشق های دلت روزی

 

پیغام اگر رسید مبارک باد

 

چنبر زده ست دور دلم ماری

 

مرغ از قفس پرید،مبارک باد

 

مرغ از قفس پرید،پرید آخر

 

بر بام تو شنید "مبارک باد"

 

دیدم تو را و برق نگاهش را

 

معشوقه ی جدید مبارک باد

[ ۱۳۸٩/٧/٤ ] [ ٥:۳٠ ‎ب.ظ ] [ زهرا جعفری ]

سلام به همه

آخ....

دارم خمیازه میکشم

بعد از دو ماه خوابیدن این وبلاگ باید یه کش و قوس حسابی بهش بدم.دیگه داشت خیلی دیر می شد.نزدیک بود زخم بستر ! بگیره

تا باز پشیمون نشدم یه شعر کوچولو اینجا  میذارم:

 

 شب تار بود و پاک دلم سوت و کور شد

در خاطرم تبسم شمعی مرور شد

گفتم:بدون شمع میان تو گم شوم

ماه از هلال سرخ لبت نو ظهور شد

 

پایان ماجرا:

 زهرا خانم ١٧ شهریور تولدشه!!!!!!!!!!

        نیشخندت........و........ل........د....م     تشویق    م........ب........ا..........ر..........کنیشخند

[ ۱۳۸٩/٦/۱٥ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ زهرا جعفری ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

صفحات دیگر
امکانات وب

تبادل لینک

خرید بک لینک